بایگانیِ آوریل, 2009

اعلمي:ما زیاران چشم یاری داشتیم …

در نامه سرگشاده اعلمی به موسوی و کروبی مطرح شد:

ما زیاران چشم یاری داشتیم …

برادران گرامی ،حضرات آقایان کروبی و موسوی(دامت تائیداته)

با سلام

این سومین نامه سرگشاده ای است که خطاب به شما دو عزیز می نویسم ؛

چنانکه می دانید تاکنون آقای احمدی نژاد داوطلبی خود را برای حضور در میدان رقابت های ریاست جمهوری اعلام نکرده و بجز شما دو بزرگوارهم تا این لحظه هیچ کاندیدائی به عنوان نامزد جریان باصطلاح اصلاحات وارد دهمین میدان انتخابات ریاست جمهوری نشده و علاوه برآن بجز بنده و شما هنوز نامزد مطرح دیگری شعار “تغییر” را در دستور برنامه های آینده خود قرار نداده است. لاجرم این حق را به من می دهید که فعلا مخاطب دعوتم برای انجام یک مناظره پیرامون اهداف و برنامه های کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری ،تنها معطوف به شما باشد.

وانگهی برخلاف آنچه که بعضی از کوته بینان ترویج و به مخاطبین خود تلقین می کنند ،رقابت الزما در تنافر و یا تقابل با رفاقت ها نیست و رفقا نیز می توانند با حفظ رفاقت خود در فضائی کاملا سالم به رقابت بپردازند ،رقابت های انتخاباتی و مناظره های خانم کلینتون و آقای اوباما با یکدیگر که هردو عضو حزب دموکرات آمریکا بوده اند ،نشان آشکار این ادعاست.

بنابراین کسی که با لباس اصلاح طلبی وارد میدان پرچالش رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شده و وعده انجام “تغییر” را به مردم می دهد ،قهرا از جسارت لازم برای روبرو شدن با رقبای خود و تن دادن به یک گفتگوی چالشی سالم برخوردار است ،در غیر اینصورت چگونه می توان باور کرد که چنین فردی قادر به چالش با دشواری ها و مقاومت های در پیش رو باشد!؟

از طرفی بنده هردو نامه پیشین خود را که خطاب به شما نوشته شده است ، با سلام آغاز کرده ام و شما عزیزان بیش از راقم واقفید که فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی ما جواب سلام را واجب می داند، با این وصف نمی دانم که چرا نفیا و اثباتا از پاسخ به نامه هایم طفره می روید!؟ اساسا آیا مردم حق ندارند تا از رویکرد سیاسی ،فرهنگی ،افتصادی و اجتماعی کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری مطلع شوند؟ اگر پاسخ مثبت است چرا این حق را از دیگران سلب می کنید!؟ اگر به هردلیلی ازآمادگی لازم برای انجام مناظره پیرامون مقولات اعلام شده برخوردار نیستید ،شخصا آماده ام در اطراف هر محوری که شما تعیین بفرمائید ،در مناظره شرکت نمایم.

از آنجا که عدم پاسخگوئی شما به دعوت اینجانب ناظر به اهداف خاص سیاسی می باشد ،بدیهی است چنانچه تا فردا نفیا و یا اثباتا به نامه های حقیر پاسخ داده نشود به احترام حقوق مردم و عمل به شعار “دانستن حق مردم است” از روز چهارشنبه این هفته تا پایان انتخابات ،بدون وقفه و بدون در نظرگرفتن ملاحظات عاطفی و محدودیت ها و حریم هائی که در صورت انجام مناظره رو در رو مراعات می شود، عملکرد و مواضع گذشته و حال هریک از کاندیداها را به طرق مختلف به چالش خواهم کشید ،زیرا معتقدم برای نخستین بار هم که شده مردم حق دارند فارغ از شعارهای پوپولیستی و وعده های توخالی که تاریخ مصرف آن فقط منحصر به ایام تبلیغات است ،آگاهانه به سرنوشت خود بنگرند و تحت تاثیر بازی های سیاسی ،گذشته را تکرار نکنند تا در آینده نه چندان دور باز ناگزیر نشوند که با خود بگویند ؛”سال به سال دریغ از پارسال”!

ارادتمند همیشگی- اکبراعلمی

داوطلب نامزدی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

نوشتن دیدگاه

اعلمی:گفتگو با آمریکا با رعایت احترام متقابل و بدون پیش شرط ،اولین گام در سیاست خارجی دولت من خواهد بود.

در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با اکبر اعلمی مطرح شد:

رشد و توسعه کشور در گرو خروج از مرحله امنیتی و پرهیز از هرگونه سیاست تنش زاست!

اگر رئیس جمهور شوم سیاست خارجی خود را براساس حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور ،خودداري كامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملتهاي ديگر ،نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب تنظیم خواهم کرد ،گفتگو با آمریکا با رعایت احترام متقابل و بدون پیش شرط ،اولین گام در سیاست خارجی دولت من خواهد بود.

روز سه شنبه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با اکبر اعلمی کاندیدای ریاست جمهوری دیدار و گفتگو کردند.

وی در این دیدار به تشریح سیاست خارجی خود پرداخته و گفت:

تصور نمی کنم که هیچ دولتی از نقض آشکار اعلامیه حقوق بشر و کنوانسیون های بین المللی توسط دولت اسرائیل بی اطلاع باشد و گمان نمی کنم که هیچ ملت آزاده ای در دنیا وجود داشته باشد که جنایات ضد بشری این رژیم نسبت به فلسطینیان را محکوم نکند. با این وصف هیچ دولتی هم در جهان وجود ندارد که منافع دیگران را بر منافع ملی خود ترجیح دهد!

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی افزود ؛از همین رو دیپلماسی هر کشوری براساس تامین منافع ملی آن استوار می شود و لذا هنر دیپلماسی آن هم معطوف به تعریف مولفه های امنیت ملی بر پایه اجتناب از هرگونه فرصت سوزی و کاهش تهدیدات و ایجاد فرصت ها بنفع کشورش و در بهترین وجه آن شکار فرصت ها و یا تبدیل تهدیدات به فرصت ها بنفع کشورش می باشد.

نماینده سابق تبریز در مجلس گفت ؛نظر باینکه بموجب اصل 121 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رييس جمهور سوگند ياد مي كند كه خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور کرده و در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نورزد ،لاجرم دیپلماسی دولت او نیز باید بر همین اساس استوار گردد بنحویکه خروجی آن ناظر به تامین منافع مردم ،اعتلای کشور در سطح جهان ،حفظ استقلال در ابعاد مختلف آن و امنیت مرزها و تمامیت ارضی کشور باشد.

اعلمی ادامه داد ،”بنابراین گرچه بموجب برخی از اصول قانون اساسی ،مقولاتی مانند ؛ تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و دفاع از حقوق همه آنان ،حمايت بي دريغ از مستضعفان جهان و همچنین حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان ،جزء مولفه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی منظور شده است ،اما نباید از نظر دور داشت که این نگاه آرمانی در برهه ای از انقلاب است در قانون اساسی جمهوری اسلامی جا خوش کرده است که سرمست از پیروزی های بدست آمده اول انقلاب ،عالم و آدم را مقهور انقلاب خود می پنداشتیم و عزم خود را برای صدور انقلاب به مفهوم ایجاد دگرگونی های خشونت آمیز به سایر نقاط دنیا جزم کرده بودیم ،همچنانکه رویکرد قانون اساسی در داخل کشور هم معظوف به تحقق آرمان های ارزشمندی نظیر ؛اجرای قانون از کجا آورده ای ، آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح ، پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع ، محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي ، تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعی ،رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي ، ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور ، رفع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه هم شده یود. بنابراین اگر این بخش از آرمان های انقلاب لباس واقعیت برتن کرده است می توان در مقام عملیاتی کردن سیاست خارجی آن هم برآمد!”

این حقوقدان افزود ؛ “وانگهی ،بموجب اصول 3 ،152 و 154 همین قانون ،دولت جمهوری اسلامی ایران در وهله نخست متعهد به تنظیم سیاست خارجی خود براساس حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور ،خودداري كامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملتهاي ديگر ،نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب شده است.”

داوطلب نامزدی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با اشاره به سخنرانی احمدی نژاد در کنفرانس ضد نژاد پرستی در ژنو گفت:”اما متاسفانه دولت و شخص احمدی نژاد بیش از آنکه به تحقق این قسمت از قانون اساسی بیاندیشد ،خود را رئیس جمهور و نماینده تام الاختیار مردم فلسطین وانمود می کند و به همین سبب بجای آنکه در دومین نشست کنفرانس ضد نژادپرستی سازمان ملل متحد در ژنو و یا اجلاس های مشابه این سازمان رویکرد سیاست خارجی خود را معطوف به تامین منافع ملی کشورش نماید ،به بدترین روش ممکن همه دغدغه اش متوجه فلسطین می شود و متاسقانه نتیجه ای هم که از این قبیل مواضع گرفته می شود ،بجای آنکه تامین کننده منافع فلسطینیان باشد ، بزیان ملت ایران و مردم فلسطین نمام می شود. در حالیکه اگر سیاست خارجی معتدل و واقع بینانه ای داشتیم و رئیس جمهور بر مشی اعتدال و واقع بینی عمل می کرد ،با تدبیر و درایت می توانستیم ضمن شکار فرصت ها ،تهدیدات را هم به فرصتی بنفع کشورمان تبدیل کرده و هر دو وجه سیاست خارجی را تحقق ببخشیم.

رئیس سابق گروه های دوستی پارلمانی ایران و آلمان و ایران و انگلیس با اشاره به واکنش رجب طیب اردوغان ،نخست وزیر ترکیه در اجلاس اقتصاد جهانی در داووس سوئیس در برابر شیمون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی گقت: “اردوغان به زیباترین روش در دواووس سوئیس همین کار را کرد و بجای آنکه تحقیر شود و هزینه ای بر کشورش تحمیل کند ،رئیس جمهور اسرائیل را تحقیر کرد و البته در فرصتی کاملا مناسب همزمان سه فرصت برای خودش ،کشورش و مردم مظلوم فلسطین ایجاد کرد ،بدون اینکه تهدیدی را بر علیه کشورش فراهم سازد.”

این نماینده سابق مجلس با اظهار تاسف از برخی موضعگیری های دولت کنونی گفت؛ “متاسفانه در اثر همین رویکرد سیاسی افراط آمیز است که یک ایرانی ،نقطه به نقطه فلسطین و یکایک مشکلات مردم آنرا بهتر از شهرهای بزرگ کشورش و مشکلات هموطنان خود در آنجا و بویژه در شهرهای خوزستان و کردستان می شناسد که روزگاری سنگر دفاع از تمامیت ارضی ایران بوده است!”

وی در ادامه این دیدار با بیان اینکه “اقزون بر همه اینها دولت جمهوری اسلامی و در راس آن رئیس جمهور بموجب سوگندی که ایراد کرده است ملزم به تامين خودكفايي در علوم و فنون و صنعت و كشاورزي و امور نظامي ،تامین قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي جامعه،پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بمنظور ايجاد رفاه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و بر طرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و برآوردن نيازهاي مردم ایران ،تامين مسكن ، خوراك ،پوشاك ، بهداشت ، درمان ، آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه و تامين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسائل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كار هستند ولي وسائل كار ندارند ،می باشد” ،گفت؛ “پرواضح است که تامین این همه در گرو رشد و توسعه اقتصادی است و رشد و توسعه اقتصادی هم در گرو جذب سرمایه و امنیت اقتصادی می باشد. بنابراین سرمایه به سمتی سوق می یابد که در آنجا امنیت باشد. کشوری که 30 سال در مرحله امنیتی در جا زده نمی تواند وارد مرحله توسعه گردد ،برای این منظور لازم است از هرگونه سیاست تنش زا اجتناب کرده و دست دوستی را به سوی همه کشورها دراز نمائیم و از این طریق صلح و آرامش و رشد و توسعه اقتصادی را برای کشورمان به ارمغان آوریم.”

این داوطلب نامزدی ریاست جمهوری در پایان سخنان خود تاکید کرد” اگر بنده رئیس جمهور شوم ،سیاست خارجی خود را براساس حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور ،خودداري كامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملتهاي ديگر ،نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب تنظیم خواهم کرد ،گفتگو با آمریکا با رعایت احترام متقابل و بدون پیش شرط ،اولین گام در سیاست خارجی دولت من خواهد بود.”

در این دیدار عده ای از دانشجویان نیز به طرح دیدگاه های خود پرداخته و از اعلمی خواستند که هرچه زودتر ستادهای انتخاباتی خود را بکمک دانشجویان در سراسر کشور فعال نماید.

نوشتن دیدگاه

نامه سرگشاده به حجت الاسلام کروبی

نامه سرگشاده به حجت الاسلام کروبی (دامت افاضاته)

با سلام

در رسانه ها از قول جنابعالی نقل شده است: “من به صراحت مي‌گويم …اصلا نمي‌دانيم که چند درصد مردم در انتخابات شرکت مي‌کنند و يا چند درصد از مردم به سمت جريان اصلاحات گرايش دارند و حتي هنوز از تعداد دقيق داوطلبان و پايگاه راي آن‌ها اطلاعات کافي نداريم، اين امري منطقي نیست که بگوييم يک کانديدا به نفع ديگري کنار برود تا وحدت ايجاد شود… کروبي با اشاره به ديدار ميرحسين موسوي با وي اظهار كرد: در اين ديدار هم آقاي موسوي و هم بنده مطرح كرديم كه معتقد به ضرورت چندصدايي در انتخابات هستيم و حضور ما در انتخابات با حفظ اخلاق و رفاقت هيچ منافاتي با هم ندارد.”

جناب آقای کروبی من و شما سال هاست که یکدیگر را می شناسیم و حداقل چهار سال نیز به عنوان نماینده مردم در مجلس با هم همکار بوده ایم و خود نیک می دانید که نسبت به شما احترام ویژه ای قائلم و دوستی من با جنابعالی از نوع یکرنگی آن است! با این وصف اظهارات منطقی فوق دستاویزی شد تا نکات زیر را با جنابعالی در میان بگذارم و البته امیدوارم که مورد توجه آقای موسوی هم واقع شود:

الف- چنانکه می دانید طبق قانون ،انتخاب شدن به رياست جمهوري جزء حقوق اجتماعي است و همه افراد واجد شرایط حق دارند که خود را داوطلب نامزدی ریاست جمهوری نمایند ،حتی اگر خدایگان زمین هم این حق را بناحق از دهها میلیون ایرانی سلب کرده و در انحصار دهها نفر خودی قرار دهند ،حداقل جنابعالی واقفید که افرادی نظیر بنده صلاحیت و شایستگی استفاده از این حق را دارا هستیم و هچنانکه به آن اشاره کرده اید هنوز از پایگاه و رای داوطلبان اطلاعاتی در دست نیست و مادامیکه در شرایط کاملا برابر و سالم مردم در پای صندوق های رای اراده واقعی خود را ظهور و بروز نداده اند ،نمی توان در مورد وزن سیاسی و اجتماعی هیچیک از افراد داوری کرد.

ب- نظر باینکه در جمهوری اسلامی ایران حزب به مفهوم واقعی آن بنحویکه دارای برنامه مشخصی باشد وجود ندارد تا مردم بجای افراد ،بیشتر کارنامه عملکرد و برنامه های احزاب را مد نظر قرار داده و لاجرم به کاندیدای یک حزب رای دهند ، از اینرو هرچه دامنه انتخاب مردم متناسب با ذائقه آنان وسیعتر شود ،امکان اعمال حاکمیت و تظاهر خواست و اراده واقعی آنان برای دخالت در تعیین سرنوشتشان نیز بیشتر فراهم خواهد شد و چنانکه اشاره کرده اید این امر مستلزم چند صدائی شدن فضای انتخابات است و این در حالیست که تا کنون تنها صدای کاندیداهای مورد نظر ارکان قدرت بگوش مردم رسیده و هیچیک از رسانه هائی که هریک بنحوی از بودجه عمومی و یا سوبسیدهای دولتی استفاده می کنند ،بویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ،امکان چند صدائی شدن در آستانه انتخابات را فراهم نکرده اند!

برکسی پوشیده نیست که رسانه هائی مانند صدا و سیای جمهوری اسلامی اساسا اعتقادی به چند صدائی شدن ندارند تا آنجا که حتی در دوران نمایندگی ام در مجلس هفتم نیز مرا در استفاده از این رسانه باصطلاح ملی محروم کرده بودند. اما برای خود این حق را قائلم که از شما به عنوان یک دوست و داوطلبی که به چند صدائی شدن انتخابات قائل است چند پرسش را مطرح کنم:

آیا شما برای کسی که تنها بخاطر عدم کرنش و تعظیم نکردن در برابر بعضی از مقامات و انجام وظایف نمایندگی اش در هشتمین دوره انتخابات مجلس رد صلاحیت شده است ،این حق را قائلید که مانند جنابعالی و آقایان موسوی ،احمدی نژاد و … از حق انتخاب شدن برای ریاست جمهوری استفاده نماید ،یا اینکه شما نیز مانند بعضی از انحصارطلبان هر دو طیف معتقدید که ردای نمایندگی و ریاست جمهوری فقط برای عده قلیلی از اعضای کلکسیون قدرت که مورد تائید برخی از ارکان قدرت هستند ،بریده شده است و هفتاد میلیون ایرانی به هیچ روی مجاز به استفاده از این حق نمی باشند و لذا همچون گذشته باید منتظر ماند و دید که خیاط های حرفه ای سیاسی این لباس را برای چه کسی تجویز می کنند!؟

اگر پاسخ منفی است چرا به عنوان یک صاحب تریبون در برابر بدعت “طرح دو کاندیدای منسوب به اصلاحات به قیمت انکار و پنهان کردن نام داوطلب دیگر از طیف اصلاحات” ،از خود واکنش لازم را نشان نمی دهید و چرا از طریق روزنامه ها و تریبون هائی که در اختیار دارید به برخورد تبعیض آمیز صدا و سیما و سایر رسانه های دولتی و نیمه دولتی در این خصوص اعتراض نمی کنید؟

از طرفی چنانکه واقفید در 25 فروردین سالجاری با صدور بیانیه ای که از طریق نمابر و ایمیل به همه نشریات داخلی و خارجی از جمله روزنامه های همسو که منخصرا به تبلیغ شما و آقای مهندس موسوی اشتغال دارند نظیر؛ اعتماد ملی ،اعتماد ،آفتاب یزد ،کلمه و مردمسالاری و همچنین خبرگزاری ایلنا(که در دوران نمایندگی خود بخاطر فشارهای وارده بر آنها چهار بار وزرا را به مجلس فراخوانده و دهها بار به رئیس جمهور و وزرای مربوطه تذکر داده بودم) ارسال شد ،از جنابعالی و آقای میر حسین موسوی برای انجام یک مناظره و چند صدائی شدن فضای انتخابات و مطرح شدن دیدگاه های مختلف دعوت به عمل آوردم که نه تنها در نشریات مزبور کوجکترین اشاره ای به آن نشد بلکه شما هم تاکنون پاسخی به آن نداده اید! لاجرم به منظور تنویر افکار عمومی مایلم عزیزانی که اعلام کرده اند به چند صدائی شدن انتخابات قائلند ،پاسخ دهند که کدام یک از گزینه های زیر مانع از اجابت دعوت اینجانب به انجام یک مناظره شده است:

1- تنویر افکار عمومی و آگاهی مردم از دیدگاههای هر یک از داوطلبان از طریق انجام مناظره و چالش فکری و منطقی میان داوطلبان نامزد ریاست جمهوری  ،ضرورتی ندارد.

2-آقایان کروبی و موسوی شان و جایگاه خود را ممتاز از دیگران و فراتر از آن می دانند که به پرسش های رقبای انتخاباتی خود پاسخ دهند!

3-به آقایان کروبی و موسوی اطمینان داده شده است که شورای نگهبان بدون کوچکترین دلیلی ،صلاحیت سایر کاندیداها از جمله دعوت کننده به مناظره را رد خواهد کرد و لذا دعوت را رقیب جدی نمی پندارند؟

4-دعوت شدگان از آمادگی لازم برای پاسخگوئی به پرسش های مطرح شده برخوردار نیستند و نتیجه این مناظره بزیان آنها تمام خواهد شد.

نظر به شناخت شما از موقعیت و پایگاه اجتماعی دعوت کننده و اینکه شما نیز معبقدید “انتم بنو آدم و آدم من تراب ،ان اکرمکم عندالله اتقیکم” ،اطمینان دارم که پاسخ هردو بزرگوار به گزینه دوم منفی است.

گزینه سوم نیز مردود و به هیچوجه قابل توجیه نیست و اگر چنین احتمالی هم مقرون به درستی باشد یک کاندیدای اصلاح طلب نمی تواند در برابر چنین ظلمی سکوت اختیار نماید و اتفاقا برای خنثی کردن چنین احتمالی باید تن به مناظره داد تا با متوجه کردن افکار عمومی به حضور اشخاص دیگر در میدان رقابت ها هزینه رد صلاحیت های غیر قانونی افزایش یابد ،در غیر این صورت سکوت شما به منزله مشارکت و همگرائی با شورای نگهبان در رد صلاحیت های غیر قانونی محسوب خواهد شد. بنابراین با خودداری از پاسخ به دعوت اینجانب خدای ناکرده ممکن است که انگشت اشاره مخاطبین متوجه دو گزینه اول و چهارم شود که به هیچوجه زیبنده عزیزان نیست.

از این گذشته حتی اگر شورای نگهبان اشتباه گذشته خود را تکرار کرده و برخلاف قانون حق داوطلبانی نظیر بنده را ضایع و بدون دلیل از گردونه رقابت ها حذف نماید ،باز به عنوان یک شهروند عادی این حق برای من محفوظ است تا از داوطلبان کاندیداتوری ریاست جمهوری سوال کرده و پاسخ پرسش هائی را که در سطح وسیعی در فضای مجازی منتشر شده است دریافت نمایم.

ناگفته نماند که دلیل دعوت از شما و غفلت از افرادی نظیر دکتر احمدی نژاد برای انجام مناظره در این است که ایشان ادعای اصلاح طلبی ندارد و و انگهی هنوز داوطلب نامزدی شرکت در انتخابات دهم ریاست جمهوری نشده است. بنابراین همچنان چشم انتظار پاسخ مثبت شما به این دعوت هستم و چه زیبا فرموده است که “و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم”!

ارادتمند: اکبر اعلمی

داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری دهم

گیرندگان:

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در اجرای ماده 7 قانون خط مشي كلي و اصول برنامه‌هاي سازمان صدا و سيما و همه خبرگزاری ها ،مطبوعات و نشریات

نوشتن دیدگاه

اعلام آمادگي بسيج دانشجويي دانشگاه علامه برای برگزاري مناظره كانديداهاي اصلاح‌طلبان

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: با توجه به درخواست اعلمي مبني بر مناظره با كروبي و ميرحسين، بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي آمادگي خود را براي ميزباني اين مناظره اعلام مي‌كند.

محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به درخواست اكبر اعلمي، نماينده اصلاح طلب دوره ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي مبني بر مناظره با كروبي و ميرحسين اظهار داشت: اعلمي براي توجيه ورود خود به عرصه انتخابات و رقابت با ديگر اصلاح طلبان اعلام كرده است كه اصلاح طلبي معيارهايي دارد كه نه ميرحسين و نه كروبي هيچ كدام از اين معيارها را ندارند.

وي در ادامه تصريح كرد: اعلمي رقباي اصلاح طلب خود را براي مناظره بر سر مواضع چالشي موجود در بين اصلاح طلبان و همچنين بررسي معيارهاي اصلاح طلبي دعوت كرده است.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي آمادگي خود را براي ميزباني اين مناظره اعلام مي كند و معتقد است كه دانشگاه بهترين و مناسبت ترين فضا براي بيان اين مطالب مي باشد.

محمدي در پايان گفت: اميدواريم كانديداهاي اصلاح طلب با حضور در بين قشر نخبه جامعه و پاسخ به شبهاتي كه در مورد عملكرد جريان اصلاح طلب در هشت سال حكومت اين طيف وجود داشته است و همچنين اصلاح تصوير تيره و تاري كه از اين جناح به وجود آمده، مرزهاي عقيدتي و سياسي خود را با عناصر افراطي و وابسته به بيگانه مشخص تر كنند.

نوشتن دیدگاه

بدعت یا کاسه داغتر از آش!؟

همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در یکروز از فصل بهار هرسال با حضور شاه و اعیان و اشراف کشور مراسمی برگزارمی شد که طی آن آشپزان دربار با تشریفات خاصی اقدام به پختن آش مخصوصی می کردند و تمام امرا و بزرگان کشور هم بنحوی در پختن این آش مسئولیتی را برعهده می گرفتند تا بدینوسیله در پیشگاه سلطان ،خود را خادم و خدمتگزار جلوه دهند.

پس از آماده شدن این آش شله قلمکار آنرا در ظرف های چینی بزرگ و کوچکی می ریختند و متناسب با مقام و منزلت حاضران بین آنها توزیع می شد تا آنرا تناول کنند. پس از صرف آش هریک از مدعوین موظف بودند که ظرف خود را پر از سکه طلا و اشرفی کرده و دو دستی آنرا به ناصرالدین شاه تقدیم کنند. در واقع این وجوه تنها با هدف تقرّب به حضور ملوکانه تقدیم می شد و از آنجا که میان آش خورده شده و اشرفی هائی که در کاسه ریخته می شد هیچگونه تناسب منطقی وجود نداشت لذا ضرب المثل کاسه داغتر از آش بوجود آمد. اصطلاحاتی نظیر؛ “کاتولیک تر از پاپ” و “دایه مهربانتر از مادر” هم از معادل های دیگر این ضرب المثل به شمار می آیند.

از اینرو هر کس که در انجام کاری بیشتر از شخص مسئول و صاحب صلاحیت پافشاری و دخالت کند اصطلاحا مصداق “کاسه داغتر از آش” تلقی می شود.

بنظر می رسد بعضی از رفتارهای سختگیرانه ای هم که در رابطه با مسائل دینی صورت می گیرد مصداق بارز کاسه داغتر از آش است که از این میان به دو نمونه کوچک از آن اشاره می کنم:

1- چندی پیش برادر زاده ام که دختر بچه 4 ساله ای است و عضو یکی از مهد کودک های تهران می باشد همراه با کودکان هم سن و سال خود برای شرکت در برنامه تلویزیونی رنگین کمان در شبکه پنج حضور یافتند. قبل از اینکه برنامه ضبط شود از این کودکان خواسته شد که بدون استثنا روسری بر سر کرده و پیراهن آستین بلند برتن نمایند. نکته جالبتر اینکه از همراهان دختر 4 ساله دیگری که قدری تپلتر از سایر هم سن و سالانش بنظر می رسید خواسته شد که با کاپشن در برنامه حضور یابد تا مبادا عضلات برجسته وی باعث تحریک بعضی از بینندگان برنامه  شود!

2- اماکنی نظیر بیمارستان بقیه الله و یا کلینیک دندان پزشکی امام خمینی از ورود بانوانی که پوشش اسلامی را رعایت کرده اما فاقد چادر (حجاب)باشند ،بداخل خودداری کرده و در همانجا آنها را وادار می کنند تا چادر مشکی رنگ و رو رفته و غیر بهداشتی ای را برسر کنند ،در غیر اینصورت مانع از ورود آنها به بیمارستان و یا کلینیک می شوند!

در برخی از مراکز یاد شده نیز تراکتی نصب شده است که برروی آن عبارت “چادر ،حجاب کامل” بچشم می خورد!

با یکی از مسئولان موسسات مذکور صحبت می کردم وی خود نیز به این امر معترض بود و آنرا اقدامی غیر منطقی و غیر بهداشتی می دانست و می گفت که این دستور از نهاد نمایندگی رهبری در سپاه صادر شده و ما ناگزیر از اجرای آن هستیم!

واقعیت این است که چادر خصوصا نوع مشکی آن چندان نسبتی با اوامر و نواهی شرعی ندارد و همچنانکه مرحوم مطهری نیز اشاره کرده اند آیات اصلی مربوط به پوشش زنان ،محدود به آیات سوره نور است که در هیچیک از آنها کلمه “حجاب” به مفهوم در پس پرده قرار گرفتن زنان ذکر نشده است؛

به بیان دیگر بخشی از آیات معطوف به پوشش زنان در قران که ناظر به “حجاب” است تنها متوجه زنان رسول خداست و بخش دیگر آن ناظر به “ستر” و لزوم رعایت حریم عفاف است ،چنانکه در آیات 32 و 33 سوره احزاب می فرماید:

اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.

در آیه 53 سوره احزاب نیز آمده است: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد داخل اتاقهاى پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود [آن هم] بى‏آنكه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‏آنكه سرگرم سخنى گرديد اين [رفتار] شما پيامبر را مى‏رنجاند و[لى] از شما شرم مى‏دارد و حال آنكه خدا از حق[گويى] شرم نمى‏كند و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه‏تر است و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقا [نبايد] زنانش را پس از [مرگ] او به نكاح خود درآوريد چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى] بزرگ است

در واقع تنها در آیه 53 سوره احزاب ، به واژه “حجاب” به مفهوم در پس پرده قرار گرفتن زنان اشاره شده است و فقهاء هم هر جا از حجاب سخن می گویند مقصودشان ناظر به همین آیه است.  پرواضخ است که دستور حجاب در این آیه متفاوت با ” پوشش ” مورد نظر اسلام در مورد عموم زنان است و از آیات دیگر اینگونه استنباط می شود که پوشش زن در اسلام نه به معنای شایع آن یعنی حجاب و محبوس و در پس پرده قرار گرفتن زن ،بلکه صرفا ناظر به نخوه معاشرت زن با مردان و لزوم پوشاندن بدن خود و پرهیز از هرگونه جلوه‏گرى و خودنمايى در برابر نا محرم می باشد ، فتاوای مشهور فقها هم مؤيد همين برداشت است.

از اینرو سختگیری های بی مورد و اصرار بعضی از مسئولان و مراکز دولتی بر تحمیل بیش از آنچه شارع برای زنان مسلمان تعیین کرده است نه تنها باعث دلزدگی بانوان می شود بلکه می تواند نوعی بدعت و مصداق بارز کاسه داغتر از آش و یا کاتولیک تر از پاپ و دایه مهربانتر از مادر به شمار آید و البته اسباب پررونق شدن واردات پارچه های مشکی از ژاپن و دیگر کشورها و ثروتمندتر شدن بعضی ها را نیز فراهم خواهد ساخت!

نوشتن دیدگاه

اعلمی موسوی و کروبی را به مناظره فرا خواند

اکبر اعلمی با صدور بیانیه ای:

کروبی و میرحسین موسوی را به مناظره فراخواند!

در حال حاضر در طیف موسوم به اصلاح طلب شما جزء مشهورترین داوطلبان نامزدهای دهمین دوره ریاست جمهوری هستید و خود نیک می دانید که این شهرت نوعا مرهون قدرت و وابستگی عمیق شما به ارکان قدرت و تریبون هائی است که از سال های دور تا کنون در اختیارتان قرار داشته است و به همین اعتبار رسانه های داخلی و خارجی و حتی آن دسته از رسانه هائی که ادعای بی طرفی و اطلاع رسانی آزاد آنها گوش فلک را کر کرده است ،در یک حرکت کاملا منسجم و سازمان یافته وانمود می کنند که تنها کاندیداهای اصلاح طلب این دوره شما هستید ،اما خود واقفید که با ناپیدا ساختن رقبای دیگر و جلوگیری از مطرح شدن دیدگاههای آنان ، ستادهای تبلیغاتی مشاهیر الزاما پررونق و متاعشان پرفروش نخواهد شد. تجربه نیز ثابت کرده است که حتی آندسته از شخصیت های شهیر و سرشناسی که بدلیل تکیه زدن بر اریکه قدرت در طول سالیان متمادی ،از شهرت بسیار بالائی هم برخوردار بوده اند ،در برابر گمنام ترین نامزدها با شکست مواجه شده اند! بنابراین اذعان می فرمائید که شهرت الزاما دلیل محبوبیت و یا مقبولیّت افراد نیست و ایندو را باید به روش های دیگری کسب کرد!

در واقع بازار سیاست نیز همچون بازار کالاست، لذا گرچه می توان به شیوه های گوناگون این بازار را هم زیر سلطه انحصارگران در آورده و مانع از عرضه آراء و اندیشه های متنوع شد ،اما این اقدام بیش از هرچیز اجحاف در حق خریدارانی است که در جستجوی افکار و برنامه های جدیدی می باشند. با این وصف اندیشه را نمی توان زندانی کرد و دیری نخواهد پائید که ارباب اندیشه های جدیدتر نیز متاع خود را هرچند با دشواری در معرض دید و قضاوت مشتریان خود قرار خواهند داد و در این صورت دیگر نمی توان تنها در اثر تعامل ساختگی با شرکاء و مشتریان کهنه کار ،دکان سیاست را همچون گذشته پر رونق نشان داد!

لاجرم با وجود همه احترامی که برای شما عزیزان قائلم ،لازم است خاطرنشان نمایم ؛به عنوان اصلاح طلب وارد میدانی شده ایم که هدف آن معطوف به قدرت انتخابی است و باید رقابتی باشد و مردم برای چندمین بار در معرض آزمونی سخت و دشوار قرار دارند و می خواهند سرنوشت خود را بدست کسی بسپارند که باید تعیین کننده اصلی مقدّرات آنها در چهار سال آینده باشد. از اینرو ملت ایران حق دارند که بطور دقیق از افکار ، ایده ها ، اهداف و برنامه های نامزدهای ریاست جمهوری بطور واضح مطلع شوند، براین اساس بمنظور تنویر افکار عمومی به عنوان یکی از رقبای شما در میدان رقابت ،رسما شما را به مناظره ای پیرامون محورهای زیر که می تواند ترسیم کننده خط مشی اصلی یک رئیس جمهور و دولت اصلاح طلب و تفاوت آن با رئیس جمهور کنونی و دولت موسوم به اصولگرا باشد ، دعوت می کنم:

الف-رسانه های همسو ، به مخاطبین خود اینگونه تلقین می کنند که آقایان کروبی و موسوی کاندیدای جریان اصلاحات هستند. براین اساس لازم است توضیح داده شود که بنیاد اصلی اصلاحات چیست؟ این جریان سیاسی از چه ترکیبی برخوردار و منشور و مبانی فکری آن کدام است؟ وزن اجتماعی آن چقدر است؟ بر اساس کدام سازوکار دموکراتیک و اصلاح طلبانه ای ،موسوی و کروبی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات برگزیده شده اند و ویژگی های اصلاح طلبانه آنها و تفاوتشان با دیگر نامزدهای اصلاح طلب در چیست؟

بجز شما چرا سایر کاندیداها قبل از رسیدن به مرحله نظارت استصوابی شورای نگهبان ،برخلاف مشی اصلاح طلبانه ،گرفتار تیغ سانسور شده و پیشاپیش صلاحیت آنها توسط رسانه ها و تشکل های موسوم به اصلاح طلب مردود اعلام می شود و اساسا چرا به عنوان اصلاح طلب در برابر این بی عدالتی ها سکوت اختیار می کنید؟

ب-بموجب دو اصل 113 و 121 قانون اساسی ،رئیس جمهور مسئوليت اجراي قانون اساسي را برعهده داشته و  سوگندنامه ای را امضا مي نمايد که بموجب آن پاسدار قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد خويش را صرف پشتيباني از حق و گسترش عدالت ساخته و از هر گونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند. نظر باینکه قانون اساسی یک عام مجموعی است و سوگند مذکور ناظر به 177 اصل این قانون می باشد و التزام رئیس جمهور به مفاد سوگند نامه مزبور اثر حقوقی برجای گذاشته و موجد حق و تکلیف است و چنانچه اصلی از اصول قانون اساسی باجراء در نیاید سوگند شکنی محسوب و مردم حق مطالبه خواهند داشت، براین اساس لازم است که هریک از نامزدها به پرسش های زیر پاسخ دهند:

1-سرشت قدرت مقدس نیست و چنانچه مقدس شود ،هولناکتر و مهار آن ناممکن و در نتیجه به باز تولید استبداد و فساد منتهی خواهد شد ،از اینرو متناسب با تمرکز قدرت در یک فرد امکان نقد و نفی آن نیز باید فراهم شود. نظر باینکه طبق جزء 6 اصل سوم قانون اساسی، دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای “محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي” شده است و در همین راستا قانونگذار در اصول 24 ،26 و 27 قانون اساسی ،نشریات و مطبوعات ،احزاب و جمعیت های سیاسی و تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها را آزاد بیان کرده است و اصل نهم قانون اساسی نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است . هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات  سلب كند، هریک از داوطلبان باید پاسخ دهند که برای پاسداری از قانون اساسي ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت ،حمایت از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسی براي ملت شناخته است ،موضوع مفاد اصل 121 این قانون چه سازوکاری را در نظر گرفته و برای جلوگیری از نقض آشکار اصول یاد شده و رواج فرهنگ نقد قدرت چه تمهیداتی اندیشیده اند؟

2-دولتهای مختلف و بویژه دولت فعلی با تکیه بر درآمدهای هنگفت نفتی، از اتخاذ سیاستهای مناسب و اصلاح ساختار اقتصادی کشور به شیوه های مختلف دوری جسته اند و چه بسا با تکیه بر همین درآمدها و توسل به واردات بی رویه، صنعت کشور را نیز به ورشکستگی سوق داده اند ،برنامه عملی و کارشناسی شما برای سامان دادن به اقتصاد کشور و استفاده صحیح از درآمدهای نفتی چیست؟

وانگهی بموجب جزء 9 اصل سوم و اصول 43 ،45 ،48 و 49 قانون اساسی ،دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به؛ تامین همه امكانات خود براي رفع تبعيضات ناروا ، ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي ،ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور ،ريشه كن كردن فقر و محروميت ،تامين نيازهاي اساسي شامل؛ مسكن ،خوراك ، پوشاك ،بهداشت ،درمان ،آموزش و پرورش براي همه ،استرداد انفال و ثروتهاي عمومي از غاصبین ، رفع تبعیض در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استان ها و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استان ها و مناطق مختلف كشور متناسب با نيازها و استعداد رشد آنها و پس گرفتن ثروتهاي نامشروع و رد آن به صاحبان حق شده است ،برنامه های شما برای تحقق موارد فوق الذکر چیست؟

3-اجزاء 7-9 اصل سوم قانون اساسی دولت را موظف به تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ،مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت خويش و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه کرده است. اصول 19 و 20 قانون مذکور هم تاکید می کند که مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند دارای حقوق مساوي بوده و در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي برخوردارند.

علاوه بر این مستفاد از اصل 56 قانون مذکور ،حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعي خود امری فطری است و هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت مجاز است که اين حق خدادادی را اعمال كند. اصل ششم این قانون نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود. برای تظاهر خواست و اراده واقعی مردم و استفاده آنان از حق انتخاب آزاد بمنظور اعمال حاکمیت واقعی برسرنوشتشان و اداره دلخواه کشور چه تدابیری را در نظر خواهید گرفت؟

در همین رابطه و نظر به اصل تساوی عموم در برابر قانون ،همه افراد واجد شرایط حق دارند که خود را داوطلب نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری بنمایند و تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی نیز ،حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي ،خبرگان و انتخاب شدن به رياست جمهوري را جزء حقوق اجتماعي محسوب و سلب آنرا تنها به موجب قانون يا حكم دادگاه صالح میسر می داند ،برای پیشگیری از رد صلاحیت های غیرقانونی چه تدابیری اندیشیده اید؟

4-اصل 110 قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبر را بیان کرده است. آیا اختیارات مذکور حداکثری و حصری است و یا اینکه حداقلی و از باب تمثیل بیان شده است؟ ولایت مطلقه چه نسبتی با اختیارات مذکور در اصل یاد شده دارد؟ از طرفی بموجب ذیل اصل 107 قانون اساسی “رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است” و جزء 14 اصل سوم همین قانون دولت را ملزم به بسیج همه امکانات خود برای تحقق “تساوي عموم در برابر قانون” کرده است ،از طرفی اصل شصتم مقرر می دارد که “اعمال قوه مجريه جز در اموري كه در اين قانون مستقيما بر عهده رهبري گذارده شده ، از طريق رئيس جمهور و وزرا است” ،چنانچه بهردلیلی حکم حکومتی مقام رهبری مانع از عملیاتی شدن یکی از حقوق و اصول مندرج در قانون اساسی و یا وظایف و اختیارات قانونی رئیس جمهور شود ،واکنش شما چه خواهد بود و اساسا نظارت رهبری بر قوای سه گانه بشرح مذکور در اصل 57 قانون اساسی را چگونه تفسیر و از آن تمکین خواهید کرد؟

5-با وجود اینکه حدود 30 سال از زمان تصویب قانون اساسی سپری شده است ،هنوز تعداد قابل توجهی از اصول آن همچنان متروک و مهجور باقی مانده اند که از این میان می توان به آزادی استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس در كنار زبان فارسي ،حق برخورداری هر قوم و قبيله از حقوق مساوي در حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ،حق اعتراض اصناف و اقشار مختلف مردم به روش های مدنی نسبت به عملکرد ارکان قدرت و بیان مطالبات قانونی خود از طریق تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها ،تعريف جرم سياسي و لزوم رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي بصورت علني و با حضور هيات منصفه و تامین آزادي بيان و نشر افكار در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران موضوع اصول 15 ،19 ،20 ،27 ،168 و 175 قانون اساسی اشاره کرد. برای عملیاتی کزدن اصول مذکور و برقراری برابری واقعی در جامعه بويژه در خصوص حقوق اقوام، زنان و اقلیتهای مذهبی چه برنامه عملی در نظر گرفته اید؟

6-در طول 30 سال گذشته سياست خارجی جمهوری اسلامی ایران اغلب تنش زا و پيوسته ما را در حوزه‌ي انفعال و دفاع قرار داده است ،بنحویکه بدلیل درجا زدن در مرحله‌ي امنيت تاکنون قادر به ورود به مرحله‌ي رشد و توسعه نشده ایم. نظر باینکه هنر ديپلماسي بايد معطوف به تبديل محدوديت به مقدور و  غيرممكن به ممكن در چارچوب منافع ملی باشد ،برای تغییر این وضعیت و تقویت مولفه‌های سیاست خارجی معطوف به امنیت و مصالح ملی ،مهمترین مولفه های رویکرد سیاست خارجی شما چه خواهد بود؟

7-مواد 1 ، 2 ، 18 و 19 “اعلامیه جهانی حقوق بشر” خطاب به دولت های عضو سازمان ملل توصیه کرده است که: “تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ،خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیّت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق  مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.”

نظرتان نسبت به مفاد بیانیه مزبور و بویژه مواد مورد اشاره چیست و چه نسبتی میان آن با قانون اساسی و موازین اسلامی وجود دارد؟

قهرا وعده ها و شعارهای تبلیغاتی هریک از کاندیداها زمانی مورد اعتماد مردم واقع خواهد شد که به آنان مستدل و مستند توضیح داده شودکه مواضع و عملکرد گذشته هر یک از ما متناسب با قدرت و امکاناتی که پیش از این در اختیار داشته ایم ،تا چه میزان با شعارهای امروزی ما مطابقت داشته است.

مآلا در هر محل و نقطه ای از ایران عزیز که شما بزرگواران و یا تشکل های سیاسی تعیین بفرمائید ،بنده برای مناظره و مواجهه حضوری با شما و بیان دیدگاه های خود پیرامون پرسش های فوق و سایر محورهائی که تعیین خواهد شد ،اعلام آمادگی می کنم و امیدوارم که با بلندی نظری خود این فرصت را از ملت ایران و برادر کوچکتان دریغ نفرمائید. پر واضح است که اگر پاسخ ها و پایبندی هریک از شما به آنچه در این مناظره و توام با سوگند بیان خواهد شد ،مجاب کننده تر از دیدگاه ها و تعهدات حقیر باشد ،شخصا بنفع آن فرد از نامزدی انصراف خواهم داد و چنانچه نتیجه برعکس شود ،انتظار عمل متقابل را دارم.  بدیهی است چنانچه هریک از کاندیداهای مخاطب بنا به ملاحظاتی خود را ناتوان از شرکت در این مناظره صریح بدانند ،ناگزیر شخصا در قالب بیانیه های بعدی ضمن به چالش فراخواندن مجدد آنان نسبت به یکایک موارد مطرح شده پاسخ خود را نیز در این خصوص بیان خواهم کرد.

حسن ختام این بیانیه را به فرمایش حضرت امیر مزّین می کنم که فرمود: “خود را از پایه ای که داری فروتر آر ،تا مردم ترا از پایه ات فراتر برند”.

بزرگان با جاه و مردان راه                   به عزّت نکردند در خود نگاه

در آن حضرت آنان گرفتند بهر              که خود را فروتر نهادند قدر

مشتاقانه در انتظار پاسخ شما هستم!

اکبر اعلمی

داوطلب نامزدی ریاست جمهوری دهم

گیرندگان:

-سازمان صدا و سیما

-کلیه خبرگزاری های داخلی و خارجی

-کلیه مطبوعات و نشریات

-کلیه رسانه های خارجی که به بی طرفی و گردش آزاد اطلاعات و اخبار پایبندند.

نوشتن دیدگاه

تخریب های ناشیانه در بازی های انتخاباتی!؟

از روزیکه نامزدی خود را برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده ام ،آندسته از انحصار طلبان که همه چیز را برای خود می خواهند و رونق حجره های سیاسی خویش را در گرو انحصاری شدن بازار سیاست و اندیشه و عدم طرح عرضه افکار و ایده های نو از سوی عرضه کنندگان کالاهای فکری جدید می دانند ،علاوه بر اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی و رسانه های داخلی و خارجی وابسته به نهادهای قدرت و طیف های سیاسی انحصار طلب مطلقا مانع از انتشار اخبار مربوط به بنده و اعلام حضورم در میدان رقابت ها می شوند ،ایادی مراکز قدرت و بعضی از کاندیداها و چشم و گوش بسته گان وابسته به بعضی از محافل و جریانات سیاسی که به روش های پوپولیستی پیوسته مردم را فریب داده و گاهی ناتوانترین افراد باند خود را بنام اصلاح طلب ترین فرد به جامعه تحمیل می کنند ، به منظور مشوّه ساختن افکار عمومی مبادرت به پخش و انتشار مطالب بی اساس و متناقض و بعضا کودکانه می نمایند که از این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

“اعلمی از وزن سیاسی و اجتماعی لازم برخوردار نیست”. “اعلمی را کسی نمی شناسد” ،”حاکمیت از اعلمی خواسته است کاندیدا شود تا رای اصلاح طلبان شکسته شود” ،”اعلمی خود می داند که رد صلاحیت خواهد شد ،بنابراین تنها برای کسب شهرت کاندیدا شده است” ،”حاکمیت از اعلمی خواسته است کاندیدا شود تا سطح مشارکت آذربایجان و مناطق ترک زبان را در انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهد” ،”اعلمی رد صلاحیت شد” ،”اعلمی بنفع …کناره گیری کرد” ،”اعلمی به …پیام فرستاده است که …” و …!!

در همین رابطه ،مطالبی هم در فضای مجازی منتشر گردید تا بکمک آن بنده را به مخاطبین خود اپورتونیست و یا پوپولیست معرفی نمایندکه به دو نمونه از آنها اشاره می شود؛

“اکبر اعلمی، اووجو آچیلمیش پوپولیست و اوپورتونیست یا گؤرولی مامور؟”

” فرصت طلبان انتخاباتي و آقایان فرمایشی!!”

در شرایطی که کاندیداهای باب میل هیات حاکمه از همه امکانات رسانه ای و تریبون های داخل و خارج از کشور برای تبلیغ خود برخوردارند و با وجود اینکه بنده صرفا بخاطر حفظ استقلال و دفاع از مردم و انجام وظایف نمایندگی ام و گردن کج نکردن در برابر صاحبان قدرت ،از سوی ارکان قدرت کاملا منزوی گشته و فاقد کوچکترین تریبون می باشم و وانمود می شود که حقیر فرد گمنام و ناشناخته ای هستم و از وزن اجتماعی و سیاسی لازم هم برخوردار نمی باشم ،با این وصف تحرکات و هجمه علیه بنده در خارج از کشور هم به شیوه ای دیگری ادامه می یابد که در زیر به یک نمونه از آنها اشاره می شود:

“ترکی:

بیرلشمیش کمونیست فدائی لرین آذربایجان کمیته سینین اتاقیندا گچیلن پروگراملار

مؤضوع : اعلمینین فریلتاغینا آللان میون (جمهورباشکانی «انتخابات» اینا گوره

دانیشان:کوراغلو

زامان:  سه شنبه 7آپریل

ساعت :  آورپا وقتیله 20.00

آدرسیمیز: Middle East /Iran / azerbaycan komunist fedayele

اودا گورولی لرین ایرتیباط  ای میلی:

فارسی:

در اتاق کمیته آذربایجان سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

موضوع : فریب ادعاهای دروغین اعلمی را نخورید (راجع به «انتخابات» ریاست جمهوری)

سخنران :کوراوغلو

زمان سه شنبه 7آپریل

ساعت شروع : 20.00 به وقت اروپای مرکزی

آدرس: Middle East /Iran / azerbaycan komunist fedayeleri

افزون براین اخیرا نیز از سوی بعضی از مراکز قدرت تلاش هائی صورت گرفت تا بنده را به انصراف از نامزدی درانتخابات ریاست جمهوری مجاب نمایند ،لیکن با توجه به اصرار حقیر برای ادامه حضور ،بلافاصله مقاله ای در فضای مجازی منتشر گردید که چندین وبلاگ از جمله بعضی از وبلاگ های حامی یکی از کاندیداها هم آنرا منتشر ساخت. از اینرو برای مزاح و سرگرمی کاربران عزیز این مقاله عینا درج می شود:

حمایت از اعلمی: توطئه یا اشتباه- چنگیز قاراخانلی

چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱٣٨٨ -  ٨ آوريل ۲۰۰۹

1- رژیم حاکم بر ایران یک رژیم توتالیتر بوده و بااستفاده از ابزارهایی همچون ولایت فقیه، شورای نگهبان ، قوه قضائیه ، صدا و سیما ، نیروهای مسلح حاکمیت استبدادی خود را تا به حال حفظ کرده است.

2- برخی از افراد متوجه اشتباهات رژیم در زمینه های سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی شده و در صدد اصلاح سیاستهای گذشته برآمدند و نام اصلاح طلب به خود دادند.این گروه که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 به قدرت دست یافتند سعی کردند در زمینه های مختلف دست به اصلاح بزنند که پس از گذشت 5 سال نتیجه ای حاصل نشد و رژیم نیز متوجه شد که اصلاحات رژیم را به سمت فروپاشی خواهد برد و بدین ترتیب با خارج شدن نام احمدی نژاد از صندوقهای انتخاباتی در سال 84 اصلاحات خاتمه یافت و معلوم شد که رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی ظرفیت هیچگونه اصلاحی را ندارد.

3- حرکت ملی آذربایجان نه تنها هیچگاه نتوانسته حقوق خود را ازرژیم توتالیتر جمهوری اسلامی دریافت کند بلکه حقانیت مطالبه این حقوق نیز از طرف رژیم هیچگاه مورد قبول قرار نگرفته چه در دوره سازندگی رفسنجانی ، چه در دوره اصلاحات خاتمی و چه در دوره عدالت اسلامی و مهرورزی احمدی نژاد.

4- اعلمی در دومین دوره ای که به مجلس راه یافت بسیاری از اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند ولی او برای دومین بار از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده و در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس فعالیت خود را از سر گرفت.

5- بدیهی است که شخصی را به عضویت کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی  مجلس می پذیرند که قابل اعتماد برای نظام باشد. کاملا منطقی است که کسی را که کمترین شبهه ای در صداقت او نسبت به این نظام توتالیتر وجود داشته باشد رژیم در سیاست گذاریهای خود در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی نظرات چنین فردی را دخالت نخواهد داد.

6- در طی سالهایی که اعلمی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عضو بوده است حمایت از ارمنستان و تضیف آذربایجان همچون گذشته و حال در راس سیاستهای رژیم قرار داشته است.

7- اعلمی در معدود مواردی که به مسائل آذربایجان پرداخته است سعی در تحریف حرکت داشته و تلاش کرده اشت حرکت ملی آذربایجان را به سطح یک حرکت اعتراضی-اجتماعی تنزل دهد و آن را در قالب هویت ایرانی معرفی کند . منجمله در سخنرانی مجلس در خرداد 85 و در سخنرانی در قلعه بابک . (متاسفانه بعضی ها با ساده لوحی باور نکردنی این سخنرانی ها را حمایت از آربایجان قلمداد می کنند.

8- در حوادث خرداد 85 که فعالان حرکت ملی در شهر تهران مقابل مجلس تجمع کرده بودند شایع شد که اعلمی به هندوستان رفته است ( در حالی که از این حرکت اعتراضی باخبر بود.)بعدا مشخص شد که اعلمی در محضر مقام معظم رهبری بوده است. این مورد به تنهایی نشان دهنده این امر است که اعلمی در درجه نخست وفادار به رزیم جمهوری اسلامی است و در لحظات بحرانی در صف شوونیستها قرار خواهد گرفت.

9-     اعلمی چنانکه در بیانیه انتخاباتی خود نیزبیان کرده است، معتقد و وفادار به قانون تبعیض آمیز جمهوری اسلامی ایران است.نه تنها در طی 8 سال حضور در مجلس کوچکترین تلاشی در جهت رفع این تبعیضات در قانون اساسی انجام نداده است، بلکه به بحث گذاشتن اجرا یا عدم اجرای اصل 15 را که در سال 1358 تصویب شده است، لطفی در حق ملت حساب می کند!

10- ملت آذربایجان، اعلمی و صفی را که در آن قرار دارد می شناسد.به همین خاطر رد صلاحیت اعلمی را بازیی بیش ندانسته و هیچ گونه حرکت اعتراضی نسبت به آن انجام نداد.در حالی که در موارد بسیاری، زمانی که حق کاندیدایی ذایل شده حرکتهای اعتراضی از سوی مردم صورت گرفته است.

11- در میان فعالان حرکت ملی نیز، به جز تعداد معدودی منتسب به تشکلهای دانشجویی “آرمان” و “توپلوم” ماهیت اعلمی بر همگان مشخص است.این افراد دانسته یا نادانسته در دام حیله های انتخاباتی و پوپولیستی اعلمی افتاده و برای قانع کردن سایر فعالان  حرکت در حمایت از اعلمی تلاش کردند. اما به دنبال تلاشهای بسیار و عدم موفقیت در همراه نمودن سایر فعالان با خود، با یک بیانیه احساساتی به اسم “آرمان” سعی در بر انگیختن احساسات ملت آذربایجان نمودند. البته برای ملت آذربایجان نه شعارهای احساساتی بلکه کارنامه اعمال لازم است.

12- افرادی از حرکت ملی آذربایجان اعلمی را صادق پنداشته اند و مدعی اند او کارهای بسیاری برای برای حرکت ملی انجام داده است.در حالی که کارهای بسیاری می توانست انجام دهد که نداده است و کارهایی را که در ظاهر به نفع حرکت انجام داده است، در اصل به زیان حرکت و بیشتر در جهت کنترل و انحراف حرکت بوده اند.

13- افرادی اعلمی را فردی از درون رژیم میدانند ولی بر این تصورند که میتوان به صورت مشروت از اعلمی حمایت کرد و اعلمی را به عنوان کاندیدای حرکت ملی معرفی کرد. آنها پیش بینی می کنند که صلاحیت اعلمی رد خواهد شد و با این رد صلاحیت رژیم ثابت خواهد کرد که شرکت کاندیدای حرکت ملی را تحمل نمی کند و بدین ترتیب عدم وجود دموکراسی در ایران و ممانعت از حضور ملل غیر فارس در سیستم اثبات خواهد شد، چنین شرایطی بهانه را برای تحریم محیا می کند. این افراد باید بدانند که دلایل بسیار مهمتری از رد صلاحیت اعلمی جهت بایکوت انتخابات وجود دارد. نکته دیگر اینکه ممکن است صلاحیت اعلمی تأیید شود و همانطوریکه خودش نیز گفته است به بهانه جلب آراء همه مردم ایران مطالبات آذربایجان را نیز مطرح نکند و نتیجه حاصله برای آذربایجان حمایت از کاندیدای ضعیف باشد. این امر خواسته اساسی رژیم می باشد. هم ملت آذربایجان به صحنه انتخابات آمده و هم هیچ نتیجه ای نگرفته است.

14- بعضی دوستان به قدرت رسیدن اصلاح طلبان را برای حرکت ملی مطلوب می دانند، زیرا امیدوارند که در این صورت فضای باز سیاسی ایجاد خواهد شد. به فرض درست بودن چنین نظری باز این افراد با حمایت از اعلمی نقض غرض می کنند زیرا در این صورت آنچه که رخ خواهد داد پخش شدن آراء اصلاح طلبان و شکست آنهاست.

15- در صورت رد صلاحیت اعلمی وجهه ای که رژیم با رد صلاحیت بر او ساخته است در بین فعالان حرکت بیش از پیش تقویت می شود و زمینه برای سوء استفاده و انحراف حرکت در لحظات بحرانی فراهم می شود.بدین ترتیب معرفی اعلمی به عنوان کاندیدای حرکت ملی آذربایجان توطئه ای از جانب رژیم است و حمایت از اعلمی اشتباهی تاکتیکی در جهت پیاده شدن این توطئه می باشد.”


نتیجه: یکی از دوستان در جمعی می گفت که اگر اعلمی از وزن اجتماعی لازم برخوردار نیست ،پس چرا بعضی ها از جمله برخی از عوامل نفوذی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی موازی که با نام فعال آذربایجانی و یا اصلاح طلب و عناوین دیگر مقاله های سرتاسر کذب و متناقض و ساده لوحانه ای از این دست می نویسند ،این چنین  بوحشت افتاده اند و چرا بعضی از اشخاص سیاسی حتی از ذکر نام او هم در محافل و رسانه هایشان خودداری می ورزند و اساسا چرا برای تخریب وی به این قبیل تحرکات کودکانه و ابتدائی متوسل می شوند!؟

دوستان فراموش نکنند که اعلمی حداقل 35 سال در میدان سیاست بوده و به عنوان منتخب مردم، 8 سال در کمیسیون امنیت ملی مجلس حضور داشته و با شیوه های جنگ روانی و همه ترفندهای بعضی از دستگاه های رسمی  از جمله عملکرد آنتن ها و عوامل نفوذی آنان در تشکلّ ها و گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی آشناست. این قبیل تشبّثات سراسر دروغ آنقدر نخ نما و تکراری شده است که ارزش پاسخگوئی هم ندارد! بنابراین توصیه می کنم که به روش های دیگری متوسل شوند و سخن نو آورند که سخن نو را حلاوتی دیگر است!

نوشتن دیدگاه

راز واهمه انحصار طلبان چپ و راست از اعلمی

راز واهمه انحصار طلبان چپ و راست از اعلمی

نوید محمدی

اعلمی را اصلاح طلبان بخوبی می شناسند . او را از سالهایی که در ردای یک ژورنالیست در روزنامه سلام قلم می زد شناخته اند و در همان سالها بود که وی با انجام مصاحبه ها و مناظره ها و سخنرانی های آتشین خود در آذربایجان بعنوان یک اصلاح طلب واقعی به مجلس ششم راه یاقت تا با انتقاد از وضع موجود و مقابله با کژیهائی که  اسباب نارضایتی مردم را فراهم ساخته بود ،مطالبات مردم را پیگری نماید.او در همان مجلس فارغ از باند بازی های رایج به نقد نارسائی های ناشی از عملکرد چپ و راست روی آورد و همین خصلت صادقانه و اصلاح طلبانه وی منشاء دلخوری بعضی از مدعیان اصلاح طلبی تازه به نان و نوا زسیده ای گردید که اصلاحات را تنها طعمه ای برای رسیدن به قدرت می پنداشتند و از همین رو خار را در چشم رقبا و هووهای سیاسی خود مشاهده می کردند اما تير را در چشم خود و دوستانشان نمي دیدند! لذا انتظار داشتند که اعلمی هم عملکرد نادرست اشخاص موسوم به اصلاح طلب را معیار اصلاحات بداند و از نقد عملکرد و رفتار نامناسب دوستان اصلاح طلب خود چشم پوشی کند.

لیکن اعلمی اصرار داشت که مطابق با خواسته های اصلاح طلبانه مردم و مستقل از منافع باندهای قدرت و بر پایه معیار های واقعی اصلاح طلبانه به نقد رفتارها و گفتارهای اشخاص بپردازد. اما گروهی از اصلاح طلبان تازه به قدرت رسیده  انتقاد را تنها برای جبهه مخالف می خواستند و انتقاد به جبهه خودیها را به هیچوجه  برنمی تابیدند .همین خودبینی ها  و مستی های ناشی از پیروزیهای پیاپی بود که عمر اصلاح طلبان را کوتاه کرد و اصلاح طلبانی که همچون نیلوفری به سرعت مراحل رشد را طی کرده بودند با یک باد پاییزی فرو ریختند و تمام نهادها ،از مجلس و دولت گرفته تا شوراها را به جناح مخالف تقدیم کردند و در واقع این اصلاح طلبان بودند که بازی را باختند و نه قدرت وجایگاه اصولگرایان در میان مردم…

به هرتقدیر مجلس هفتم هم آغاز بکار کرد و اینبار اصلاح طلبان برخلاف مجلس پیشین به عنوان یک اقلیت کم تاثیر در این مجلس حضور یافتند. با این وصف این باز هم اعلمی بود که اقلیت را به تکاپو انداخته و یک تنه مجلس و اقتدارگرایان را به چالش فرا خواند.

اما این بار انحصارطلبان وابسته به طیف اصلاحات علی رغم نارضایتیهای خود نسبت به اعلمی که پیش از این به علت اصلی آن اشاره شد ،هر از چندگاهی اخبار مربوط به اعلمی و تلاشهای وی در مجلس را منعکس می کردند و حتی در پایان مجلس هفتم کارنامه عملکرد نمایندگان را منتشر نمودند ولی بنابه مصالحی که همان ذکر نام اعلمی بود ،عملکرد بطور کلی و بدون ذکر نام نمایندگان منتشر شد .

در همین برهه بود که اتفاقی جالب افتاد و نام اعلمی برای همیشه از رسانه های طیف موسوم به اصلاح طلبان حذف شد و آن زمانی بود که پایگاه خبری نواندیش که از رسانه های اصللاح طلبان می باشد ،در یک نظرسنجی  از بازدیدکنندگان خود خواست تا از میان ده نماینده اصلاح طلب و اصولگرا نماینده ای را که مطلوبترین عملکرد را در مجلس هفتم داشته است انتخاب کنند ، اما نتیجه این نظرسنجی باب میل انحصارطلبان طیف وابسته به اصلاح طلبان نبود زیرا علی رغم بایکوت اعلمی توسط رسانه های هر دو جناح و عدم انتشار بسیاری از مصاحبه ها ،مواضع و نطق های وی در مجالس ششم و هفتم ،او در جامعه آماری نزدیک به 5000 نفره شرکت کننده در نظرسنجی نواندیش ،با اختلاف بسیار فاحشی به عنوان مطلوبترین نماینده مردم انتخاب گردید. وی در حالی 62 % آراء شرکت کنندگان در نظرسنجی را از آن خود نمود که به غیر از عماد افروغ که 15% آراء را کسب کرده بود ،سایر نمایندگان حتی نتوانستند نظر بیش از %5 خوانندگان را بخود جلب کنند!

(اینجا) با مشخص شدن نتایج این نظرسنجی برخلاف نظرسنجی های به عمل آمده در این سایت ،بدون آنکه روی نتایج بدست آمده تحلیلی ارائه شود از انتشار دست و پا شکسته اخبار و مقالات اعلمی در رسانه های اصلاح طلب از جمله نواندیش که پیش از آن با ولع خاصی اخبار او را منعکس می کرد ،هم جلوگیری به عمل آمد.استقبال چشمگیر حاضران در کنگره حزب اعتماد ملی که چند نفر از دوستان نویسنده نیز در آنجا حضور داشتند ،مزید برعلت شد و اخبار و مقالات و نوشته های اعلمی برای همیشه از صفحات روزنامه ها و پایگاه های خبری وابسته به انحصارطلبان موسوم به اصلاح طلب حذف گردید! زیرا اعلمی تهدیدی علیه آندسته از اصلاح طلبانی تلقی می شد که تنها بخشی از موضعگیری هایشان متفاوت با اقتدارگرایان بود ،در حالیکه عملا خود آنها نیز بخشی از اقتدارگرایان در قالبی متفاوت بودند .از همین رو حضور اعلمی در انتخابات هم نه تنها استقبال این گروه را به همراه نداشت بلکه تا حد امکان و به شیوه های مختلف تلاش می کنند تا او را بایکوت کرده و اگر بتوانند سعی می کنند که توسط ایادی چشم و گوش بسته خویش به هرنحو ممکن وی را در فضای مجازی تخریب نمایند، اما …

منبع: یاران اعلمی http://www.yaranealami.com/

(2) دیدگاه

بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری

در جمع خبرنگاران رسانه های مختلف ایراد شد:

بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری

« ان‌ الله يأمركم‌ ان‌ تؤدوا الامانات‌ الي‌ اهلها »

در سال 1357 انقلابی در ایران بوقوع پیوست تا با ریشه کن کردن اختناق و استبداد و میوه نامشروع آن یعنی قدرت مطلقه ،شهد آزادی و جمهوریت را به کام مردم بچشاند و به مدد معنویت و ارزش های اسلامی ،عزّت و کرامت انسانی را که به حاشیه رانده شده بود وارد متن نماید و بدینوسیله امکان و زمینه حاکمیت انسان بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را فراهم سازد. اکنون سه دهه از انقلاب می گذرد و ما تنها شاهد فربه تر شدن قدرت و انتقال آن از یک طبقه به طبقه دیگریم بدون آنکه عملا در ساختار و شیوه توزیع قدرت و نظارت بر آن تغییر بنیادی حاصل شده باشد. لذا به موازات تمرکز هرچه بیشتر قدرت غیر پاسخگو  و فربه تر شدن آن ،میل به مرید پروری  وسرسپرده کردن مردم و برخورد قهری با هرگونه منتقد و معترض برخی از قدرتها در حال افزایش است که نتیجه آن از یکسو نهادینه شدن فرهنگ تملق و چاپلوسی بصورت سلوک و رفتار ایرانی ،بازتولید ناهنجاری ها و فساد در اشکال مختلف آن ، عمیقتر شدن شکاف طبقاتی ،توسعه و ترویج خرافه پرستی و تحمیق مردم ،دخالت در حوزه دین و اندیشه و استفاده ابزاری از مذهب و باورهای دینی برای توجیه و تحکیم قدرت ،تحدید حقوق اجتماعی و شهروندی و حقوق بشر به شیوه های گوناگون و به چالش کشیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود با توسل به بدعتی بنام نظارت استصوابی و منزوی ساختن نخبگان جامعه و فرزندان اصلی  و وفاداران به آرمان های اصیل انقلاب ،میلیتاریزه کردن کشور و جیره بندی جمهوریت و آزادی در وجوه مختلف آن به عنوان دو رکن اصلی دستاوردهای انقلاب آنهم به بهانه دفاع از نظام و جلوگیری از به مخاطره افتادن امنیت ملی و اشتیاق هرچه بیشتر برای انجام ماجراجوئی های مخلّ امنیت وازدیگرسو دایه مهربانتر از مادر شدن برای دیگران در حالیکه چنین دغدغه ای برای تامین رضایت میلیون ها تن از هموطنان داخل و خارج از کشور وجود ندارد، با گسترش نارضایتی ها دربرخی عرصه ها در داخل کشور و کاهش اعتبار و منزلت ملت ایران در خارج از مرزهای کشورمان مواجه می باشیم که برآیند این همه معطوف به درجا زدن در مرحله امنیت ،تضییع سرمایه های ملی ،تبدیل فرصت ها به تهدیدات و ناامید کردن ملت از انجام هرگونه اصلاحات است.

گرچه در سال 1376 تب اصلاحات با هدف تغییر و استیفاء حقوق ملت ،سراسر ايران را شعله ور ساخته و به هیات حاکمه نیز این فرصت را داد تا با تن دادن به پاره ای از اصلاحات ساختاری و روبنائی مانوس با آرمانهای موعود انقلاب ،مردم و بویژه طیف خاموش جامعه را دوباره با نظام حاکم آشتی داده و امید و نشاط را بر جامعه حاکم سازد، لیکن کارشکنی و مقاومت قدرت های خودکامه و ناکارآمدی و عدم کفایت دولت موسوم به اصلاحات و فرصت سوزی هائی که صورت گرفت و خصوصا مصادره شدن خیزش مدنی و اصلاح طلبانه مردم بنام یک جریان زیاده خواه و میراث خوار ، این بار نیز مانند مشروطه حرکت اصلاح طلبانه زمین گیر شده و برای چندمین بارمردم ایران را در کام گرفتن از یک فرصت تاریخی محروم ساخت. با این وصف ملت ایران برای تعیین مسیر سرنوشت خود و تغییر وضع نامطلوب به وضع مطلوب ،همچنان تشنه فروریختن مرزهای غیر قانونی قدرت های متمرکز و غیر قابل نظارت می باشد.

البته قانون اساسی  موجود ،تغییرات اساسی در ساختار قدرت را بر نمی تابد اما در همین قانون منافذ و مجاری و ظرفیت هائی برای اصلاح امور وجود دارد که در صورت شناخت و بهره گیری مناسب از آن با حداقل امکانات نیز می توان تغییرات حداکثری را برای تامین رضایتمندی مردم ایجاد نمود. لیکن اصلاح امور در وهله نخست مستلزم آگاهی از واقعیت های ساختار قدرت و توزیع نامتعادل آن و شناخت مجاری و ظرفیت های قانونی مورد اشاره می باشد.

وانگهی اعتماد به خود و راهی که در پیش روست نخستین شرط پذیرفتن مسئولیت ها و تغییرات بزرگ است. قهرا مردان کوچک و مرعوب هرگز نمی توانند بانی و معمار تغییرات بزرگ باشند. تاریخ نشان داده است که تغییرات بزرگ به مردان بزرگ با عزم و اراده پولادین نیازمند است.

بزرگترین تفاوت مردان بزرگ با کوچک مردان در این است که  مردان کوچک به مظلوم نمائی روی می آورند و مردان بزرگ در برابر ظالم می ایستند و حق مظلوم را مطالبه می کنند.

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک تنها به آرزو کردن اکتفا می نمایند، مردان بزرگ چون دیگران بر زمین می‌افتند اما با تکیه بر عزم و اراده پولادین خود دوباره بر می‌خیزند ،در حالی که مردان کوچک از دلهره‌ی زمین خوردن ،پیوسته زمین گیرند. مردان بزرگ، بگونه ای  زندگی می‌کنند که شرمسار خود نباشند و اگر مرگ آنان فرارسیده باشد ایستاده می‌میرند تا مرگ را شرمسار خود سازند در حالی که مردان کوچک تنها می‌میرند و شرمندگی را برزبان جاری می سازند. مردان بزرگ، در سراندیشه‌هایی شکوفا و بالنده می‌پرورانند و در مسیر تحقق آنها، سبک‌بال و استوار گام برمی‌دارند و عاقبت ﺗﺎرﻳـﺦ را ﺷﻜﻮه می بخشند. در حالی که مردان کوچک، تنها به شکست و پیامدهای ناشی از آن می‌اندیشند.

اگر خدا یاری نماید می توان اراده کرد ، اندیشه های شکوفا و بالنده در سر پرورانید و در مسیر تحقق آنها گام برداشته و لاجرم تاریخ را شکوه بخشید و مرگ را هم شرمسار خود ساخت.

نظر باینکه کمی بیشتر از یک قرن پیش مشروطه به عنوان نقطه عطف تغییر و وادار کردن هیات حاکمه به قبول اراده ملت و سرآغاز توزیع قدرت و قانونگذاری و حاکمیت از تهران شروع شد و در نیمه های راه با پا پس گذاشتن تهران و زمین گیر شدن مشروطه ،مردانی چون سردار ملی و سالار ملی در همین خطّه حرکت نیمه کاره تهران را به سرانجام رسانده و مشروطه را جلا دادند ،بیاری و توکل به خداوند اکنون بنده نیز از همین نقطه نامزدی خود برای  شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری را اعلام می کنم تا در صورت حمایت ملت ایران در یک حرکت کاملا مدنی و با استفاده حداکثری از ظرفیت های حداقلی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آرمان های فراموش شده نخستین انقلاب و تغییرات و تمنیّات اصلاح طلبانه مردم ایران که در دولت های پیشین فلج و زمین گیر شده است را به سرمنزل مقصود برسانم.

شخصا بر این باورم که این آرزو زمانی رنگ واقعیت بخود خواهد گرفت که مردم عزم خود را برای اصلاح امور و انجام تغییرات اساسی جزم کرده و به حمایت از کسانی برخیزند که عمل و کارنامه آنها معرف عزم و توانمندی آنها برای ایجاد تغییرات دلخواه است و چه زیبا فرموده است که “ان الله لا یغیرّ مابقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم”

نوشتن دیدگاه

اعلمی: کاندیدای اصلاح‏طلبی نمی‏بینم

متن کامل گفت و گوی رادیو زمانه با اکبر اعلمی، نامزد دوره‌ی دهم انتخابات ریاست جمهوری

اعلمی: کاندیدای اصلاح‏طلبی نمی‏بینم

دوشنبه، دهم فروردین‌ماه ۱۳۸۸ خورشیدی، یکی دیگر از برنامه‏های «روی خط زمانه» را در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری دوره‏ی دهم تهیه کرده‏ام.

این برنامه، گفت و ‏گویی با آقای اکبر اعلمی، نماینده‏ی مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی دوره‏ی ششم و نامزد این دوره از انتخابات ریاست جمهوری است.

اولین سوالم از آقای اعلمی این است که آیا این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، ویژگی خاص یا تفاوتی با دوره‏های دیگر دارد؟

اگر انتخابات را بستر و ساز و کاری برای تظاهر اراده و حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود و اداره کشور فرض نماییم‌، نظر به این‌که برخلاف قانون اساسی نهادی به نام شورای نگهبان به نمایندگی از قدرت حاکم دامنه انتخاب مردم و حق حاکمیت آنان بر سرنوشت خود را محدود و معطوف اراده حاکمیت می‌کند و مردم از آزادی عمل لازم برای انتخاب کردن و انتخاب شدن برخوردار نیستند‌، و اگر قرار باشد انتخابات پیش رو نیز با مختصات گذشته برگزار شود و انتخاب مردم تنها محدود به انتخاب افراد دلخواه هیأت حاکمه یعنی اعضای دائمی و دستچین شده کلکسیون قدرت باشد‌، این انتخابات با انتخابات دیگر تفاوت چندانی نخواهد داشت و هرکس هم از میان این کلکسیون برگزیده شود، تفاوت آشکار و معنا‌‌داری حاصل نخواهد شد.

گرچه بعضی‌ها معتقدند هر کس که به جای احمدی‌نژاد انتخاب شود باز بهتر است اما این تکرار همان سیاست نخ‌نمایی است که در طول سال‌های گذشته مردم را به پای صندوق‌های رأی‌گیری کشانده است بدون این‌که گشایشی در زندگی مردم و اوضاع حاکم ایجاد شده باشد.

بنابراین تفاوت و ویژگی این انتخابات زمانی آشکار خواهد شد که امکان حضور افراد تحول‌خواه که قادر به ایجاد اصلاحات و تغییرات محسوس در جامعه هستند فراهم شود. با این وصف تغییرات و تحولات بیرونی و خارج از مرزهای ایران خصوصاً در آمریکا‌، تن دادن به تغییرات دلخواه مردم در داخل ایران را اجتناب‌ناپذیر کرده است.

به نظر می‏آید، شرایط آزادی‏ای که برشمردید، هنوز هم وجود ندارد. شما بر این اساس که فکر می‏کنید، الان رعایت رأی مردم اجتناب‏ناپذیر شده، خودتان را کاندیدا کرده‏اید؟

البته، اگر خاطرتان باشد، من دوره‏ی قبل هم کاندیدا شدم. اما خسّتی که معمولاً در انتخابات به‏کار می‏رود، مانع از این شد که بتوانم رسماً وارد میدان رقابت‏ها بشوم.

بر اساس همان تجربه، سوال کردم که ویژگی این دوره را در چه دیدید؟

واقعیت این است که من ادامه وضعیت کنونی کشور را به هیچ وضع به مصلحت نمی‌دانم و بر این باورم که تغییر وضع موجود مستلزم به قدرت رسیدن کسانی است که در ایجاد چنین شرایطی موثر نبوده‌اند و از توان و عزم و جسارت لازم برای انجام اصلاحات دلخواه مردم برخوردارند.

مادامی که گردش قدرت تنها معطوف به اعضای کلکسیونی باشد که همواره در متن قدرت بوده‌اند‌، اوضاع فعلی تغییری نخواهد کرد. احساس می‏کنم، با توجه به انگیزه و ایده‏هایی که دارم‌، چنان‌چه مورد حمایت مردم قرار بگیرم و خسّت‌ها و تنگ‌نظری‌های گذشته تکرار نشود، می‏توان وضعیت موجود را دگرگون کر.د

استقلال و وامدار نبودنم نسبت به کلکسیون دائمی قدرت‌، این آزادی عمل را به من خواهد داد تا در صورت رسیدن به قدرت‌، تغییرات دلخواه را پدید آورم.

مسأله همین است. توانایی وجه دیگری هم دارد. خیلی‏ها معتقدند وقتی اهرم‏های قدرت حامی شما نباشند، نیروی پیش‏برد برنامه‏های خودتان را نخواهید داشت. مثلاً در مجلس ششم، شما برنامه‏هایی داشتید، انتقادهای جدی هم می‏کردید، ولی مجلس راه دیگری را می‏رفت.

در این سوال شما، مقداری تناقض می‏بینم. خودتان به موفقیت‏های من در مجلس، اشاره کردید.

گفتم، موفقیت نداشتید. مخالفت‏های جدی و منطقی هم می‏کردید، ولی حاصلی نداشت، معمولاً مجلس راه دیگری را می‏رفت.

به هر حال، مجلس و کار نمایندگی، کار نرم‏افزاری است و با مسئولیت ریاست جمهوری که امکانات سخت‌افزارانه و اختیارات وسیعی را داراست، متفاوت است.

یک نماینده تنها در چهارچوب وظایف قانونی خود می‏تواند عمل کند و تصور می‏کنم من در چارچوب وظایف نمایندگی با حداقل امکانات توانستم حداکثر وظایف نمایندگی را انجام داده و جریانی متفاوت با خواست و اراده اکثریت در مجلس و کشور ایجاد کنم.

اما آیا مطابق قانون اساسی اختیارات کافی برای پیش‏برد برنامه‏های‏تان خواهید داشت؟

تغییرات حداقلی و حداکثری داریم. قانون اساسی کنونی، مانع از تحقق تغییرات حداکثری است.

ولی برای انجام اصلاحات و تغییرات حداقلی، در همین قانون ظرفیت‏هایی وجود دارد که یک حقوق‏دان و آشنا به قانون و دارای انگیزه و جسارت لازم، می‏تواند به کمک همین حداقل‏ها تحولاتی را اجرا کند و اگر هم نتواند، حداکثر مطالبات و خواسته‏های مردم را جامه‏ی عمل بپوشانند، حداقل آن را محقق کنند.

آیا ستاد انتخاباتی‏تان را تشکیل داده‏اید؟

اما در پاسخ به این سوالتان اشاره به دو نکته لازم است؛ کاندیداها را در حال حاضر می‌توان به دو گروه تقسیم کرد. یک دسته مرکب از کسانی است که دارای شهرتند و شهرتشان هم مرهون قدرت و تریبون‌هایی است که از طریق مشارکت در قدرت به دست آورده‌اند.

قهراً این دسته از نامزدها دارای برقه و بارگاه و خدم و حشم بوده و به آسانی می‌توانند در سراسر کشور ستاد دایر نمایند و به سهل‌ترین روش‌ها از امکانات و خدم و حشمی که همواره پروانه‌وار به گرد قدرت می‌چرخند برخوردار شوند.

جالب اینجاست که همان‌هایی هم که پیوسته از لزوم تغییر سخن می‌گویند و دم از اصلاح‌طلبی می‌زنند باز پیرامون همین افراد که در ایجاد وضع موجود سهیمند، گرد آمده‌اند و رسانه‌ها هم مطلقاً در اختیار و انحصار آن‌هاست.

اما گروه دوم شامل کسانی است که به دلیل حفظ استقلال و عدم سرسپردگی‌شان در برابر اشخاص حقیقی و حقوقی‌، به آن‌ها به دیده غیرخودی نگریسته می‌شود و نامحرم به شمار می‌آیند و هنوز در عالم برزخ قرار دارند.

طبعاً این افراد از یک ده هزارم امکانات کاندیداهای دلخواه هیأت حاکمه و جریانات انحصار‌طلب سیاسی هم برخوردار نیستند و لذا به آسانی دسته اول نمی‌توانند ستادهای تبلیغاتی خود را به راه انداخته و آن را تکمیل کنند و از این رو درمقایسه با اعضای دائمی کلکسیون قدرت وگروه نخست با مشکلات بیشتری در این زمینه مواجه هستند.‌

با این وجود بنده در حال سازماندهی و ساماندهی ستادها هستم و یقین دارم که با کمک مردم همه این محدودیت‌ها را پشت سر خواهیم گذاشت. واقعیت تلخی که به عنوان یک پارادوکس با آن مواجه هستیم این است که بسیاری از مدعیان اصلاح‌طلبی خواهان تغییر و انجام اصلاحاتند اما همین افراد تا آنجا که بتوانند مانع از شناخته شدن نامزدهایی می‌شوند که قادر به انجام اصلاحات در کشور هستند و همچون گذشته می‌خواهند قدرت را به کسانی بسپارند که خود نقش موثری در پدید آمدن شرایط و وضعیت حاکم دارند.

همین به اصطلاح اصلاح‌طلبان شعارهای فریبنده‌‌ای چون دانستن، حق مردم است‌، حق انتخاب آزاد و آزادی انتخاب‌، رقابت آزاد و ایران برای همه ایرانیان سر می‌دهند اما در عمل مستبدانه‌تر و تمامیت‌خواهانه‌تر از دیگران عمل می‌کنند.

همین‌ها فریاد دموکراسی‌خواهی‌شان گوش فلک را کر کرده است اما در محافل چند نفره مطابق با مناقع شخصی‌شان تصمیم می‌گیرند و قیم‌مآبانه خودرأیی خود را به نام تصمیم جریان اصلاح‌طلبی به خورد مردم می‌دهند و اگر دقت کرده باشید حتی دست اندرکاران بسیاری از رسانه‌های خارجی هم همنوا با رسانه‌های داخلی همه روزنه‌هایی را که می‌تواند در معرفی گروه دوم به مردم موثر باشد‌، مسدود کرده‌اند.

پس مشکل تبلیغات و معرفی خود به مردم را چگونه حل خواهید کرد؟

سعی می‏کنم از همه‏ی روزنه‏ها و منافذی که وجود دارد و علی‏رغم همه‏ی خست‏هایی که بعضی از رسانه‏های داخلی و خارجی به‏خرج می‏دهند، استفاده کنم و پیامم را به مردم برسانم.

خوشبختانه، پشتوانه‏ای نسبتاً قوی دارم که حاصل همان زحماتی است که در مجلس کشیدم و بخش قابل توجهی از مردم، مرا می‏شناسند. به خصوص، در آذربایجان.

آیا حساب ویژه‏ای روی مردم آذربایجان باز کرده‏اید؟

به هر حال، آذربایجان یک واقعیت است. ولی اگر شناخت مردم ایران نسبت به مرا، محدود به مردم آذربایجان بکنید، فکر می‏کنم در حقم جفا شده است.

زیرا اگر موضع‏گیری‏های‏ مرا در مجلس تعقیب ‏کرده باشید، اذعان خواهید کرد که مدتی که در مجلس بودم همواره سعی ‏کردم به عنوان یک نماینده‏ی ملی ظاهر شوم و از حقوق ملت ایران دفاع کنم.

به همین سبب هم گمان می‌کنم که بخش قابل توجهی از مردم نقاط مختلف ایران حقیر را می‌شناسند و کم و بیش نسبت به خدمتگزار خود لطف و عنایت دارند و این را از استقبالی که در سخنرانی‌هایم صورت می‌گیرد می‌توان پی برد.

در ایران، مسأله‏ای به نام قومیت‏ها داریم (القاب دیگری هم برای آن گفته می‏شود که موضوع این بحث ما نیست). اما آیا شما برنامه‏ی ویژه‏ای برای این مسأله دارید؟

قانون اساسی برای اقوام مختلف ایرانی جایگاه و احترام خاصی قائل است و برای آنان حقوقی در نظر گرفته است‌. یک رئیس جمهور سوگند خورده‌، باید قادر به تأمین حقوق قومیت‌های ایرانی و رضایتمندی آنان باشد.

بنده به عنوان نماینده مردم در مجلس ثابت کردم که می‌توان بر یکپارچگی ایران‌، وحدت و انسجام ملی و منافع ملی تأکید کرد و در عین حال برای حقوق اقوام مختلف، زبان، فرهنگ، فولکلور و ادبیات آن‌ها هم احترام قائل شد.

در کشوری که از اقوام مختلف تشکیل شده است نمی‌توانید دم از وحدت و همبستگی ملی بزنید اما خواسته‌ها و تمایلات فطری و قانونی قومیت‌ها را نادیده بگیرید. در طول تاریخ اقوام ایرانی ثابت کرده‌اند که حافظان اصلی این مرز و بوم هستند و هرجا که تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران در معرض خطر واقع شده آن‌ها پیشگام و پیش‌قدم دفع خطر بوده‌اند از این رو پاداش خدمات آن‌ها محروم کردن از حقوقشان نیست!

لذا با توجه به این واقعیت‌، اگر به قدرت برسم سعی خواهم کرد خواسته‏های مردم آذربایجان و سایر اقوام ایرانی را در کنار مطالبات دیگر مردم، ملحوظ نظر قرار بدهم.

برگردیم به تمام ایران؛ در صورتی که در انتخابات موفق شوید، مهم‏‏ترین اقدام اقتصادی‏تان چه خواهد بود؟

با توجه به این‌که دانش‌‏آموخته‏ی حقوق اقتصاد هستم، هشت سال قانون‏گذاری کردم و عضو مهم‏ترین کمیسیون مجلس، یعنی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم، اگر بیشتر از سایر کاندیداها برنامه‏ی عملیاتی نداشته باشم، کم‏تر نیست.

ولی مسأله‏ی مهمی که در اقتصاد باید ملحوظ نظر قرار بگیرد، این است که عدالت باید مراعات شود و ریشه‏ی فساد در عرصه‏ی اقتصاد و سیاست از بیخ و بن کنده شود.

برنامه‏ی اقتصادی مشخص‏تان را نمی‏خواهید بگویید؟

از آنجا که در کشور ما قانون کپی رایت رعایت نمی‌شود و از انتخابات گذشته ریاست جمهوری هم تجربه خوبی ندارم فعلاً از گفتن برنامه‌های اقتصادی خود معذورم زیرا بلافاصله دیگران از آن اقتباس خواهند کرد.

اما می‌توانم بگویم که عاجل‌ترین اقدام سیاسی‌ام معطوف به ایجاد فضایی است که مردم بتوانند آزادانه در آن نفس بکشند و به نقد قدرت بپردازند و قادر باشند که تمایلات درونی خود را ظهور و بروز بدهند.

پس، سوال مشخص اقتصادی می‏کنم. میزان مشارکت دولت در اقتصاد را چگونه می‏بینید؟

بخش قابل توجهی از اقتصاد ما چون متکی به نفت است و درآمدهای نفتی هم در اختیار دولت است، می‏توان گفت که حدود هفتاد تا هشتاد درصد اقتصاد ما با تکیه بر خواست و اراده‏ی دولت اداره می‏شود.

آیا باید این روند ادامه پیدا کند؟

وقتی کسی معتقد است که فضای سیاسی باید بازتر شود، لاجرم با توجه به این‌که توسعه‏ی سیاسی در گرو توسعه‏ی اقتصادی است و توسعه‏ی اقتصادی هم در گرو توسعه‏ی سیاسی است‌، به عبارت دیگر در ایران باید توسعه‏ی فراگیر مدنظر قرار گیرد، در این صورت باید سعی کرد که مردم را بیش از گذشته، در عرصه‏های مختلف دخالت نمایند و اداره امور را در اختیار بگیرند.

البته، در قالب شعار خیلی حرف‏ها می‏توانیم بزنیم. ولی نباید از نظر دور داشت که یک رئیس جمهور با محدودیت‏های قانونی مواجه است و یکی از این محدودیت‏ها اصل چهل و چهار قانون اساسی است که باید رعایت شود و با توجه به تفسیر جدیدی که از این اصل صورت گرفته و به اعتقاد من، مغایر با روح قانون اساسی است، این محدودیت‏ هم در پیش‏ روی رییس‏جمهور آینده هست.

آیا این امکان را می‏بینید که با یکی از نامزدها، قبل از انتخابات، به ائتلافی برسید؟

علی‏رغم همه‏ی احترامی که برای کاندیداهای شناخته شده که همه‏ی تریبون‏ها هم در اختیار آن‏ها است قائل هستم، اما همه‏ی کاندیداهای مقطع فعلی را در یک سطح و اندازه می‏بینم و معتقد هستم با به‏قدرت رسیدن هر یک از آن‏ها، تغییری در روند موجود حاصل نمی‏شود

بنابراین، تاکنون کاندیدایی را که قادر به تحقق حداقل خواسته‏های سرکوب شده‏ی ملت باشد، در این عرصه نمی‏بینم تا محرک ائتلاف احتمالی باشد

برخی تحلیل‏گران سیاسی معتقدند، حکومت برای این‌که اصلاح‏طلبان به قدرت نرسند، خواهان تکثر میان آنان است و از این بابت، ممکن است صلاحیت کاندیداهایی نظیر شما را که می‏توانند چند میلیون رأی را جابجا کنند، برخلاف دوره‏های گذشته، تائید کنند. احتمال چنین برخوردی را می‏بینید؟

اولاً، دوستانی که این‏گونه اظهار نظر می‏کنند، همان افرادی هستند که دور و بر کلکسیون قدرتند. سی سال است که به عناوین مختلف شعار می‏دهند و هفت هشت سالی هم هست که از تابلوی اصلاحات استفاده می‏کنند.

ثانیاً‌، کاندیدایی که واقعاً اصلاح‏طلب باشد، نشان بدهید تا ما هم بگوییم، ممکن است این دغدغه برای شورای نگهبان به ‏وجود بیاید که اگر این کاندیدای اصلاح‏طلب وارد میدان رقابت‏ها بشود، احتمالاً رأی مردم را به دست خواهد آورد و به همین خاطر شورای نگهبان برای شکستن رأی او متوسل به افزایش تعداد کاندیداهای اصلاح‏طلب شود.

به عبارت دیگر در شرایط فعلی، من هیچ کاندیدای اصلاح‏طلبی را در صحنه‏ی انتخابات نمی‏بینم. اگر هم چنین باشد، انتخابات بستر و ساز و کاری است برای این‌که افراد دیدگاه‏های خود را به مردم عرضه کنند و برنامه‏هایشان را با مردم در میان بگذارند و این مردم هستند که با استفاده از حق انتخاب کردنشان مشخص می‏کنند که چه کسی صلاحیت پوشیدن لباس ریاست جمهوری را بر تن دارد.

اگر به آن‏ نقطه رسیدیم و کاندیداها توانستند یکی دو روز از طریق صدا و سیما با مردم ارتباط برقرار کنند، طبیعتاً در این مقطع زمانی هر کس در بین مردم از مقبولیت بالاتری برخوردار باشد، دیگری باید به نفع او کنار بکشد.

مریم محمدی

mmohammadi@radiozamaneh.com

منبع:

http://zamaaneh.com/analysis/2009/04/post_934.html

نوشتن دیدگاه